العلامة المجلسي

28

حياة القلوب ( فارسي )

نور آن حضرت را كه فرو رود در درياى عزت ، درياى صبر ، درياى خشوع ، درياى تواضع ، درياى رضا ، درياى وفا ، درياى حلم ، درياى پرهيزكارى ، درياى خشيت ، درياى انابت ، درياى عمل ، درياى مزيد ، درياى هدايت ، درياى صيانت ودرياى حيا ، تا آنكه در جميع آن بيست دريا غوطه خورد پس چون از آخر درياها بيرون آمد حق تعالى وحى نمود بسوى أو كه : اى حبيب من واى بهترين رسولان من واى أول آفريده‌هاى من واى آخر رسولان من ! توئى شفيع روز جزا ؛ پس آن نور أزهر به سجده افتاد وچون سر برداشت صد وبيست وچهار هزار قطره از أو ريخت وخدا از هر قطره‌اى از نور آن حضرت پيغمبرى از پيغمبران را آفريد ، پس آن نورها بر دور نور محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم طواف مىكردند ومىگفتند : « سبحان من هو عالم لا يجهل ، سبحان من هو حليم لا يعجل ، سبحان من هو غنيّ لا يفتقر » . پس حق تعالى همه را ندا كرد كه : آيا مىشناسيد مرا ؟ پس نور محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم قبل از ساير أنوار ندا كرد : « أنت اللّه الّذي لا اله الّا أنت وحدك لا شريك لك ربّ الأرباب وملك الملوك » . پس خدا أو را ندا كرد كه : توئى برگزيدهء من ودوست من وبهترين خلق من ، امّت تو بهترين امّتهاست ؛ پس از نور آن حضرت جوهري آفريد وآن را به دونيم كرد ودر يك نيم آن به نظر هيبت نگريست پس آن آب شيرين شد ، ودر نيم ديگر به نظر شفقت نظر كرد وعرش را از آن آفريد وعرش را بر روى آب گذاشت پس كرسي را از نور عرش آفريد واز نور كرسي لوح را آفريد واز نور لوح قلم را آفريد وبسوى قلم وحى نمود كه : بنويس توحيد مرا ، پس قلم هزار سال مدهوش گرديد از شنيدن كلام الهى ، وچون به هوش بازآمد گفت : پروردگارا چه چيز بنويسم ؟ فرمود بنويس : « لا اله الّا اللّه محمّد رسول اللّه » پس چون قلم نام محمد را شنيد به سجده افتاد وگفت : « سبحان الواحد القهّار سبحان العظيم الأعظم » ، پس سر برداشت وشهادتين را نوشت وگفت : پروردگارا ! كيست محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه نام أو را به نام خود وياد أو را به ياد خود مقرون گردانيدى ؟